پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
56
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بهطورى كه مىدانيد ، هند شرقى سرزمين وسيعى است كه با ايران هم سرحد است . و البته وقتى مىگويم « ايران » مقصودم كلمهء « پرسيا » نيست كه فقط يك ايالت اين مملكت محسوب مىشود ؛ بلكه منظورم تمام امپراتورى ايران است و هند شرقى نيز در كنار ايالت زابلستان كه مركز آن قندهار و شرقىترين ايالت ايران است واقع شده و در اينجا عموما به آن هندوستان مىگويند . پسوند « استان » كه فارسى است ، نه تنها به آخر نام مناطق و كشورها اضافه مىشود و مىگويند : « فرنگستان » يعنى اروپا كه منظور كشور فرهنگىهاست يا گرجستان كه كشور گرجىهاست و يا عربستان كه كشور عربهاست و هزاران نمونه از اين قبيل ، بلكه براى اسماء عام نيز به كار مىرود ؛ مثلا از گل ، « گلستان » مىسازند و از قبر ، « قبرستان » و قس عليهذا « 1 » . سكنهء هندوستان بهطور اعم هندىها خوانده مىشوند ، ولى در بين خود با توجه به وضع ايالت و قوميت و اصالت يا دنائت طبقه و غيره هزاران عنوان مختلف دارند . بهخصوص موضوع طبقه ، به اندازهاى اهميت دارد كه افراد طبقات عالى و دانى ممكن نيست با يكديگر مخلوط شوند و مطابق رسوم ، هر كس بايد وضع و شغلى را كه پيشينيان او داشتهاند ، حفظ كند و طبقات عالى آنچنان از مردم طبقهء پست پرهيز كرده و از آنها تنفر دارند كه حتى اگر لباسشان با آنها تماس پيدا كند ، چنين مىپندارند كه آلوده شده است و در خيابان وقتى يك اصيلزاده عبور مىكند ، افراد طبقات پست ، خود را كنار مىكشند تا او را به اصطلاح آلوده نكنند و بايد گفت كه اين كار را علىرغم ميل خود انجام مىدهند و اگر امتناع كنند ، به زور آنها را وادار به انجام آن مىكنند و علامت مميزهء طبقات از روى وضع لباس و بسيارى نشانههاى ديگر تعيين مىشود و ترتيبات خاصى دارد كه نسبت به آنها فوقالعاده سختگير هستند . يكى از تيرههاى هندى به نام « وانيا » « 2 » خوانده مىشوند كه رنگ پوست آنان تيره است و پرتغالىها و ساير اروپاييان آنان را بانيان « 3 » مىخوانند . اين قوم غالبا تاجر يا فروشندهء دورهگرد هستند . قوم ديگر ، نايرى « 4 » نام دارند كه طبقهء سربازان و اصيلزادگان را تشكيل مىدهند . به آنان در مالابار نايرى مىگويند ؛ ولى در دكن و در كشور مغول كبير « راجاپوت » خوانده مىشوند .
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده شرح مىدهد كه به چه علت وارد اين توضيحات مىشود و اظهار عقيده مىكند كه براى شناسايى يك سرزمين بايد به اسماء آن نيز آشنا شد . - م . ( 2 ) . Vania ( 3 ) . Baniani يا Banyan تجار هندى و بالاخص گجراتى . ( 4 ) . Nairi